به گزارش مهرنوشت، گاهی بعضی ساختمانها فقط دیوار و سقف نیستند؛ حسرتند و گاهی زخمی قدیمی که هر بار از کنارش رد میشوی، یادت میاندازد چه چیزهایی میتوانست باشد و نشد. خانه جوان یزد، سالها برای جوانان این دیار از همین جنس بود؛ ساختمانی که اسم جوان را یدک میکشید اما خودش پیر شده بود.
اسفند ۱۴۰۳، وقتی پنج نفر از دل انتخابات سازمانهای مردمنهاد استان، رأی اعتماد گرفتند تا برای دو سال امانتدار خانه تشکلها باشند، کمتر کسی فکر میکرد اولین دغدغه این تیم مدیریتی جوان نه اساسنامه باشد، نه جلسه، نه حتی بودجه؛ بلکه باز کردن درب خانه جوان باشد. از همان روزهای اول، جلسات پشت جلسات آمدند؛ گاهی پشت میز، گاهی صمیمی و گاهی با لباس جهادی در خانه. ضربالمثل قدیمی میگوید «سنگ بزرگ نشانه نزدن است»، اما آنها تصمیم گرفتند سنگ اول را همانجایی بردارند که سالها کسی جرأت نزدیک شدنش را نداشت.
امیرحسین پیوندی، عضو هیاتمدیره خانه تشکلها، در گفتوگو با ایسنا در این باره گفت: شبهایی بود که چراغ جلسات دیرتر از چراغ خیابانها خاموش میشد و صبحهایی که هنوز چای اول تمام نشده، تلفن پیگیری زنگ میخورد. اگر امروز دری باز شده، حاصل همان گفتوگوهای بیتکلف، چانهزدنهای محترمانه و پیگیریهایی است که گاهی نه میشنید و باز ادامه میداد.


